مجسمه سازی

هنر مجسمه سازی دارای یک خصلت اصلی و همیشگی است که آن را از سایر هنرهای بصری متمایز می کند:

 

آفرینش شکل سه بعدی

 

بنابراین، حجم مهمترین عنصر در طرح یک مجسمه محسوب می شود.

 

در ساختن مجسمه مواد بسیار متنوعی چون گل، گچ، موم، سنگ، بتن، چوب، فلز به خصوص مفرغ، فایبرگلاس، عاج، صدف، کاغذ و غیره به کار برده می شود.

 

روشهای مجسمه سازی را نیز می توان به سه گروه عمده تقسیم کرد:

 

1- کنده کاری ( حجاری ):

 

در این روش مجسمه سازی، مجسمه ساز کار خود را با توده ای از ماده جامد ( مثلا یک قطعه سنگ یا چوب که مجسمه سازی با سنگ و مجسمه سازی با چوب می گویند ) آغاز می کند و در روند کاستن از توده ی مزبور به شکل مورد نظرش می رسد.

 

 

مجسمه سازی

دیسک انداز – کپی رومی اثر میرون

 

 

 

مجسمه سازی

پیکره زن پوشیده

تماما از سنگ است. بخش هایی از بدن، زنده و بخش های دیگری که طرح پارچه دارد بی حان به نظر می رسد.

پیکرتراش ربع قرن ششم قادر بود چهره و دست ها و پاهای اثرش را زنده نشان دهد

و لباس را که فقط ظاهر مرتب را القا می کرد پوششی بی جان بنمایاند.

چین های عمودی موازی در سنگ، نه نرمی و آویختگی طبیعی پارچه و نه وجود بدن زنده ی زن را در زیر آن می رساند.

 

 

پارتین باستان مجسمه سازی است که تخصص اصلی اش مجسمه سازی با سنگ می باشد .

 

 

2- شکل دهی:

 

در این روش با افزودن و شکل دادن به ماده مثل گل، حجم کلی مورد نظر حاصل می آید. در این روش انواع مواد حجم پذیر چون موم و گچ و غیره را می توان به کار برد.

 

آموزش ابتدایی در دوره های مجسمه سازی در کارگاه تخصصی مجسمه سازی پارتین باستان با موادی مانند گل و خمیر مجسمه سازی می باشد.

 

 

3- جفتکاری:

 

در این روش مجسمه ساز قطعات پیش ساخته و یا اشیای یافته را به مدد جوشکاری، لحیم کاری، پرچ کردن، میخ کردن، چسباندن و غیره به هم متصل می کند تا طرح مورد نظر خود را تحقق بخشد.

بنابراین، این گونه مجسمه لزوما از یک ماده همگن ساخته نمی شود.

 

مجسمه های ساخته شده به روشهای شکل دهی و جفتکاری را می توان با اسلوبهای قالبگیری و ریخته گری به مجسمه های مقاوم و ماندنی بدل کرد.

 

در انتهای دوره های آموزش مجسمه سازی در کارگاه تخصصی مجسمه سازی پارتین باستان شما می توانید در دوره قالب گیری شرکت کنید.

 

به مجسمه سازی پیکره سازی نیز می گویند.

 

حجم مهمترین عنصر مجسمه سازی است، و در سه معنا به کار برده می شود:

 

1- توده فشرده، جسمی دارای وزن قابل تشخیص، که در سه بعد لمس شدنی است. ( مثلا در آثار رودن)

2- حجم منفی، حفره، حوزه ی میان تهی، که فقط به لحاظ بصری قابل درک است (مثلا در آثار هنری مور)

3- حجمی از حرکت نقطه ها ( اجسام ریز) یا خطوط یا سطوح (اجسام درشت) ایجاد می شود. این را می توان حجم بالقوه نامید (مثلا در آثار گالدر)

 

در هر حال، حجم شکلی سه بعدی است که کمیتی از فضا را اشغال می کند. بنابراین، در سطح تخت فقط می توان توهم حجم ایجاد کرد.

 

فرآیندهای مجسمه سازی در ابتدا از منبت کاری و الگوبرداری (افزودن مواد ، به عنوان خاک رس) تا سنگ، فلز، سرامیک، چوب و سایر مواد استفاده می شد، اما از زمان مدرنیسم، آزادی کاملاً کاملی وجود داشته است.

 

مجسمه سازی با سنگ حرفه ای تر از مجسمه سازی با گل، خمیر، قالب ریزی یا چوب و غیره میباشد.

 

تاریخ مجسمه سازی:

 

مجسمه سازی در برخی فرهنگ ها مثل مدیترانه باستان، هند و چین، با ارزشتر از سایر فرهنگها مانند آمریکای مرکزی و جنوبی و افریقاست.

 

سنت غربی مجسمه سازی در یونان باستان آغاز شد ، و یونان به طور گسترده ای به عنوان تولید شاهکارهای عالی در دوره کلاسیک دیده می شود.

 

یونانیان خیلی زود تصمیم گرفتند که شکل انسان مهمترین موضوع برای هنر است و با دیدن خدایان خود به این نتیجه رسیدند که بدن انسان هم سکولار است و هم مقدس، بنابراین یونانیان، خدایان خود را صورت تندیس در معابد خود میگذاشتند و آنها را میپرستیدند.

 

تندیس های زیادی از سنگ و برنز در میادین و معبد های خود داشتند، چرا که عقیده داشتند روح هر انسانی بعد از مرگ به دنیا برمیگردد و برای آنکه سرگردان نشود، این تندیس ها را در محل امنی قرار میدادند تا روح آرامش بگیرد.

 

در قرون وسطی، مجسمه گوتیک نشان دهنده زحمت ها و احساسات ایمان مسیحی بود.

 

سبک گوتیک در نتیجه‌ی محدودیت‌های معماری قرون وسطی به وجود آمد و شکل کلیساها و قلعه‌ها و به نوعی تمام اروپا را تغییر داد.

 

تا قبل از این دوره، معماری جنبه‌ی کاربردی داشت و بعد از آن به زیبایی توجه بیشتری شد.

 

هنر گوتیک در دوران قرون وسطی و در اروپای غربی و مرکزی رواج پیدا کرد و از قرن ۱۲ تا اواخر قرن ۱۶ میلادی ادامه داشت.

 

این سبک بعد از معماری رمانسک روی کار آمد که در آن برای ساخت کلیساها از دیوارهای ضخیم، طاق‌های گرد و برج‌های بزرگ استفاده می‌کردند.

 

اما در سبک گوتیک بیشتر بر روی ارتفاع و نورپردازی تمرکز می‌شود و با اینکه کلیساهای این سبک را از سنگ‌های سنگین‌وزن می‌سازند، برج‌های بلند و معماری آن‌ها این‌طور به نظر می‌رسد که گویی جاذبه‌ی زمین را به سخره گرفته‌اند.

 

نام گوتیک را نویسندگان ایتالیایی دوران رنسانس برای این سبک اختراع کردند.

 

این سبک جدیدِ قرون وسطی، که از نظر آن‌ها تقارن هندسی نداشت و در نگاهشان زشت و غیر کلاسیک جلوه می‌کرد.

 

آن‌ها حتی این سبک را به قبایل وحشی گوت‌ها نسبت می‌دادند که امپراطوری روم و فرهنگ کلاسیک آن را در قرن پنجم نابود کردند.

 

نام گوتیک تا مدت‌ها لحن و مفهوم تحقیرآمیزی را تداعی می‌کرد؛ تا اینکه ارزیابی مجددی از آن در قرن ۱۹ میلادی صورت گرفت که این‌بار مثبت بود.

 

محققان عصر مدرن، این موضوع را به خوبی می‌دانند که سبک گوتیک هیچ ارتباطی با قبیله‌ی گوت‌ها ندارد و در واقع زیبایی و روشنایی را به معماری وارد کرد؛

 

اما واژه‌ی گوتیک همچنان به عنوان کلمه‌ای استاندارد در مطالعه‌ی تاریخ هنر باقی مانده است.

 

احیای مدل های کلاسیک در دوره رنسانس مجسمه های مشهوری مانند دیوید میکل آنژ را در برداشته است.

 

مجسمه دیوید میکل آنژ یکی از قهرمانان کتاب مقدس به نام داوود را در حال تفکر به تصویر می‌کشد.

 

مجسمه سازی

داوود اثر میکل آنژ

 

بسیاری معتقدند که مجسمه از داوود درست قبل از جنگ گلیات (یکی از پنج ایالت فلسطین) می‌باشد، بر خلاف عده دیگری که تصور می‌کنند مجسمه حکایت از داوود بعد از پیروزی در این نبرد را دارد.

 

مجسمه داوود حکایت از دفاع لیبرال (آزادی خواهان) بومی در جمهوری فلورانس که استانی مستقل بوده و از هر سو توسط ایالات رقیب و خاندان برتر مدیچی (Medici) تهدید می‌شده.

 

این نظریه توسط مجسمه‌های ساخته شده خارج ازPalazzo della Signoria مرکز حکومت سیویک در فلورانس تقویت می‌شود.

 

مجسمه کامل در ۸ سپتامبر سال ۱۵۰۴ پرده برداری شد. چشمان داوود با نگاهی مملو از اخطار به سوی روم زل زده بود.

 

تندیس داوود، به عنوان شکست‌دهنده گولیات (جالوت)، سمبل و نماد شهر فلورانس نیز محسوب می‌شود.

 

از این مجسمه تا سال ۱۸۷۳ میلادی، در فضای باز نگهداری می‌شد. مجسمه داوود در جریان شورش سال ۱۵۷۱ آسیب دید، از این روی به گالری آکادمی هنرهای فلورانس انتقال یافت و تاکنون در آن مکان قرار دارد.

 

بعدها مجسمه سازی مدرنیستی با ساخت مجسمه از اشیاء و پایان دادن فرآیندهای سنتی و تأکید بر ترسیم بدن انسان فاصله گرفت.

 

 

مجسمه سازی در یونان

 

 

مجسمه سازی

مجسمه ی تایک یا الهه پیروزی منتسب به پاپونیوس

 

بررسی سیر تحول هنر یونان نشان از آهستگی و پیوستگی تکامل این هنر دارد.

 

سیری از مراحل به لحاظ سهولت یا اصطلاحات آرکائیک یا کهن، کلاسیک و یونانی مآب نام گذاری کرده اند.

 

گرچه این پیشرفت نه دائمی بود و نه در همه ی مکان ها یک دست، اما بسیار چشم گیر و نمایان است و اغلب با پیشرفت هنر اروپایی اواخر سده های میانی تا دوره های رنسانس و باروک مقایسه شده است.

 

تحولات جدی هنر یونان از آغاز تا انجام، حدود هفتصد سال به طول انجامید که در حدود 170 سال آن، هنر مصری به صورت کم و بیش بی تغییر در یونان حیات داشت.

 

دوران حکومت پریکلس که هنر یونان در آن دوره به اوج خود رسید، تنها چند دهه دوام یافت.

 

دو پیکره ی بر جای مانده از آن روزگار که می توان آن ها را به سرشناس ترین پیکرتراشان یونانی آن دوران منسوب دانست:

 

مجسمه ی تایک یا الهه پیروزی منتسب به پاپونیوس که پیکره ای تکه تکه است

 

و هرمس و دیونوسوس کودک که با تردیدهایی، این اثر را منتسب به مجسمه ساز بزرگ پراکسیتلس می دانند.

 

پیکرتراشی یونان مآبی – هلندی

 

پیکرتراشی یونانی مآبی به یمن وجود استادان بزرگ سده ی چهارم قبل از میلاد همچون اسکوپاش، لوسیپوس و پراگزیتلس این فرصت را داشت که به مهارت های تکنیکی و یافته های ذوقی دوره ی کلاسیک دست یابد.

 

مجسمه سازی

پیکرتراشی یونان مآبی – هلندی

 

موضوع: مجسمه سازی

تهیه کننده: مرجان نجفی

مطالب زیر را حتما بخوانید