هنر مجسمه سازی در یونان به شیوه باستانی

مرحله خاورمابی در هنر یونان دوره ای آزمایشی و انتقالی بود، بر خلاف شیوه ی هندسی که خاصیت استواری و استمرار داشت.

اما پس از آنکه عناصر تازه ای از هنر خاوری به هنر یونانی منظم و با آن آمیخته شد، شیوه ی دیگری به نام شیوه کهن وش یا آرکائیک در یونان رواج یافت که چون شیوه ی هندسی اصولی و معین و مستقر داشت، لیکن بی نهایت از آن دامنه دارتر بود.

 

 

هنر مجسمه سازی در یونان به شیوه باستانی

 

پیکره زن – سنگ آهک – بلندی 61 سانتی متر – موزه لوور پاریس

 

دوره یا شیوه کهن وش از اواخر قرن هفتم تا حدود480 ق.م یعنی سال های پیروزی های مشهور یونانیان بر ایرانیان در جنگ های سالامیس و پلاته، دوام آورد، و در آن نبوغ هنری یونان نه تنها در زمینه ی نقاشی روی ظروف سفالین، همچنین در عرصه پیکره سازی و معماری با عظمت جنبش و جولان یافت.

گرجه هنر مجسمه سازی در یونان به شیوه باستانی فاقد آن تعادل و خاصیت کمال جویی شیوه کلاسیک یونان است که چندی بعد، یعنی در اواخر قرن پنجم ق.م، معمول و جانشین شیوه کهن وش شد، لیکن از جانبی چنان حالت تازگی و سرزندگی دارد که به خصوص تماشاگر امروزی را مجذوب خود می سازد.

اما ناگفته نباید گذارد که برخی پژوهندگان شیوه کهن وش را اساسی ترین و ثمربخش ترین مرجله تکامل هنر یونان به شمار می آورند.

هنر معماری و پیکره سازی به مقیاس بزرگ می بایست خیلی پیش تر از میانه ی قرن هفتم ق.م شروع به رشد و تکامل کرده بوده باشد.

 

 

هنر مجسمه سازی در یونان به شیوه باستانی

جوان ایستاده – پسر یونانی – مرمر – موزه هنری متروپولیتن – نیویورک

 

تا آن زمان، نمونه های این جز شالوده ی چند بنا چیزی بر جای نمانده است. اشتیاق به معماری و پیکره سازی با سنگ به قصد آفرینش اثری پایدار، مهم ترین اندیشه ی تازه ای بود که در طول دوره خاورمابی وارد یونان شد.

به علاوه، انقلابی که در استعمال مصالح و اسلوب کار روی داد مسلما همراه با بروز تحولاتی اساسی در شیوه ی هنری بوده است.

به طوری که اکنون ما نمی توانیم با اعتماد کامل ماهیت پرستشگاه ها و پیکره های چوبی نابود شده را براساس آنچه در آثار سنگی دوران بعد مشاهده می کنیم از نو در ذهن مجسمه سازیم.

 

اکنون دو اثر از نخستین پیکره های یونانی، یعنی پیکره زن و تندیس برهنه جوان را با پیش قدمان مصری شان مقایسه می کنیم.

مسلما وجوه متعدد تشابه، و به خصوص خاصیت یکپارچه بودن هیکل و مکعب نمایی قالب بدن، در هر چهار پیکره به خوبی نمایان است.

هیکل باریک مردها با شانه های پهن و وضع بازوها و پنجه های مشت شده شان، و طرز ایستادنشان با پای چپ به پیش و تاکیدی که در نمایش کاسه زانویشان به کار رفته است در هر دو نمونه یکی است.

همچنان که آرایش مصنوعی و کلاه گیس مانندی که به موی زنان داده شده و جامعه ی چسبانی که بدن ایشان را در بر گرفته و وضع دستشان که به طرف سینه بالا آمده است، در هر دو پیکره ی مصری و یونانی شباهت بسیار دارد.

 

هنر مجسمه سازی در یونان به شیوه باستانی

کرویسوس پیکره جوان یونانی از آناووسوس – مرمر – بلندی 193 سانتی متر، موزه ملی، آتن

 

 

این پیکره های یونانی معرف چه کسانی اند؟

ما پیکره های مونث را به نام عمومی دوشیزه یونانی و پیکره های مذکر را به همان ترتیب جوان یونانی می خوانیم تا از زیر بار مسئولیتی سنگین که لزوم تعیین هویت واقعی آنها باشد شانه خالی کنیم.

 

 

هنر مجسمه سازی در یونان به شیوه باستانی

 

مردی که گوساله بر دوش می کشد – قسمت بالایی پیکره – مرمر

بلندی تمام پیکر 165 سانتی متر – موزه آکروپولیس، آتن

 

 

همچنین نمی توان توجیه کرد که چرا جوان یونانی همیشه برهنه است، حال آنکه پیکره دوشیزه یونانی پوشیده است.

علت هر چه بوده باشد، در سراسر دوره هنر باستانی از این دو نمونه پیکره های بسیار به وجود آمد که خصوصیات طراحی عمومی شان همواره به طرزی شگفت انگیز ثابت ماند.

 

 

هنر مجسمه سازی در یونان به شیوه باستانی

سر اسب – مرمر – بلندی 29 سانتی متر – موزه لوور، پاریس

 

در برخی از پیکره ها نام هنرمند ضبط شده است و گاهی نیز اهداییه ای به یکی از ارباب انواع بر آن منضم گردیده است.

پس می توان گفت این پیکره ها نوعی پیشکش نذری بوده اند، لیکن اینکه آیا آنها وجود شخص هبه کننده یا رب النوع مورد پرستش یا فردی مشمول عنایت خدایان، مثلا قهرمانی پیروز در ورزش های پهلوانی را مجسم و معرفی کرده باشند موضوعی است که در بیشتر مواد بر ما مجهول مانده است.

بعضی دیگر از این پیکره ها روی مقبره ها نصب می شده است، که باید آن ها را به نوعی شبیه سازی، لیکن به مفهومی کاملا وسیع و عمومی، از شخص متوفا دانست.

 

 

مطالب زیر را حتما بخوانید