هنر مجسمه سازی در یونان در دوره کلاسیک

در میان آثار مشکوف از خرابه هایی که از ایرانیان بر بلندی آکروپولیس به جا گذاردند یک پیکره جوان یونانی به دست آمده است که مقامی کاملا متمایز دارد.

آفرینش این اثر می بایست اندکی پیش از سال بدفرجام 480 ق.م صورت گرفته باشد.

این شاهکار که در نظر بعضی از خبرگان آفریده هنر کریتوس معمار آتنی شناخته شده و به همین سبب جوان کریتوسی نام یافته است، پیکره های جوان یونانی به شیوه کهن وش، تفاوتی دقیق، لیکن بسیار مهم دارد.

زیرا نخستین پیکره مشکوفی است که به معنای واقعی کلمه ایستاده است.

البته پیکره های پیش از آن نیز ایستاده بودند، ولی فقط در آن حد که حالتی عمودی داشتند، یا به تعبیر دیگر در حال خوابیدن و نشستن و زانو زدن و دویدن نبودند.

حالت ایستایی آن ها در واقع لحظه ای سکون یافته از راه رفتن است، با این وضع که سنگینی بدنشان به طور متساوی روی دو پایشان منقسم شده است.

و اما جوان کریتوسی نیز گرچه یک پای خویش را به جلو نهاده است، چون خوب بر آن بنگریم، حتی یک لحظه هم در این واقعیت تردید نمی کنیم که وی بی حرکت بر جای ایستاده است.

دلیل این تفاوت هنگامی در نظرمان آشکار می شود که دو جانب راست و چپ بدنش را با هم مقایسه کنیم، تا متوجه شویم که تقارن کامل موجود در پیکره جوان یونانی به شیوه کهن وش، اکنون دیگر جای خود را به بی تفاوتی حساب شده و سنجیده ای داده است، چنان که می بینیم:

 

 

هنر مجسمه سازی در یونان در دوره کلاسیک

 

جوان ایستاده – پسر یونانی – مرمر – موزه هنری متروپولیتن – نیویورک

 

زانوی پای پیشین پایین تر از آن دیگر واقع شده است، کپل راست به سوی درون فرو افتاده و کپل چپ به بیرون بالا نشسته است، چنان که اگر بخواهیم محور بدن را رسم کنیم، متوجه می شویم که نتیجه ی حاصل قائمی مستقیم نیست، بلکه خطی خمدار است که شکل حرف S را به یاد می اندازد.

روی هم رفته همه این انجرافات جزئی از اصول قرینه سازی به ما نشان می دهد که وزن بدن به طور عمده روی پای چپ قرار دارد، و پای راست به منزله شمع یا ستون جایلی است که با حالت ارتجاعی خود تعادل بدن را محفوظ نگاه می دارد.

پس نکته شایان توجه این است که جوان کریتیوسی نه تنها بر پا ایستاده، همچنین سراپا حالتی متعادل و طبیعی دارد.

 

 

هنر مجسمه سازی در یونان در دوره کلاسیک

 

جوان ایستاده – جوان کریتوسی – مرمر – بلندی 86 سانتیمتر – موزه آکروپولیس، آتن

 

و پیکر تراش با استادی تام از عهده مجسم ساختن این وضع متعادل و طبیعی بر آمده است.

 

 

هنر مجسمه سازی در یونان در دوره کلاسیک

 

مرد نیزه دار – کپیه رومی اصل یونانی، متعلق به حدود 440-450- ق.م.

اثر پولو کلیتوس – مرمر – بلندی 198 سانتیمتر – موزه ملی ناپل

 

 

 

هنر مجسمه سازی در یونان در دوره کلاسیک

 

مرد ارابه ران، از معبد آپولون در دلفی – حدود 470 ق م – مفرغ – بلندی 180 سانتیمتر – موزه دلفی

 

 

خاصیت اصلی پیکرتراشی یونان در فاصله 450 تا 480 ق.م هنگامی بر ما معلوم می شود که پیکره با وقار مرد ارابه ران از دلفی – یعنی نخستین پیکره بزرگ مفرغی باقی مانده از آن دوران –

این پیکره می بایست نزدیک به ده سال پس از جوان کریتیوسی، و برای هدیه نذری خاص مراسم پایان مسابقه های پهلوانی، ستخته شده باشد.

در اصل قهرمان جوان بر ارابه چهار اسب ایستاده بوده است. با وجود جامه بلند و ضخیم می توان احساس کرد که در قالبگیری بدن اندک اشارتی به حالت ایستایی متعادل شده است.

کف پاها با چنان تفاوتی دقیق ساخته شده است که نشان می دهد پای چپ پای مقید است، و همچنین سر و شانه با حرکتی خفیف به سوی راست چرخیده است.

جامه مرد ارابه ران بسیار ساده است، و با این حال در مقایسه با جامه های طراحی شده به شیوه کهن وش تاخوردگی هایش نرم تر و انعطاف پذیرتر می نماید، به طوری که شاید برای نخستین بار در تاریخ هنر پیکره سازی هنگام تماشای آن احساس می کنیم در برابر پارچه ای واقعی قرار گرفته ایم.

 

در این پیکره نه تنها هیکل، همچنین پوشش سرتاسری آن به نیروی ادراک تازه ای از روابط و علل کاربردی یا خاصیت وجودی تغییر ماهیت یافته است، بدین معنی که هر تاخوردگی جامه با تاثیر پذیرفتن از قوای وارد آمده بر آن شکل پذیرفته است.

مانند کشمکش رو به پایین قوه جاذبه، و شکل اندام مستور زیر آن، و نیز کمربند و تسمه هایی که آویختگی پارچه را جمع کرده و چین داده است.

 

هنر مجسمه سازی در یونان در دوره کلاسیک

مرد ارابه ران – از معبد آپولون در دلفی – مفرغ – بلندی 180 سانتیمتر – موزه دلفی

 

 

 

هنر مجسمه سازی در یونان در دوره کلاسیک

آپولون ( جزئی از پیکره ) – از سنتوری غربی معبد زئوس در المپ.

حدود 460 ق.م. مرمر – اندکی بزرگتر از اندازه طبیعی – موزه المپ

 

 

بزرگترین مجموعه ی پیکرتراشی به شیوه جدی از دو سنتوری معبد زئوس در المپ به دست آمده که متعلق است به حدود 460 ق م و پاره  های گردآوری شده ی آن اکنون در موزه محلی از نو بر هم سوار شده است.

در سنتوری غربی که حاوی آثار تکامل یافته تری است، افراد قوم لاپیت را مشاهده می کنیم که در سایه حمایت آپولون که قسمت مرکزی ترکیب را به وجود می آورد – بر کنتاوروس ها ( یا عولان تنه اسبی ) پیروز شده اند.

 

 

 

 

مطالب زیر را حتما بخوانید