Donatello-دوناتلو

دوناتو دی نیکولو باردی مجسمه‌ساز ایتالیایی در دورۀ رنسانس آغازین
به دلیل آنکه مجموعه آثارش در برگیرنده همه جنبه های بیان هنری رنسانس ایتالیایی است و نهایت خودباوری انسان رنسانسی را منعکس می کند، از برجسته ترین نمایندگان این دوران به شمار می آید.

دوناتلو

مکتبهای فلورانس، پادوا و حتی مکتب ونیز تا حد زیادی به دستاوردهای او مدیون بودند.

از زندگی دناتلو چندان اطلاعی در دست نیست.

او در زرگری و حرفه های دیگر کارآموزی کرد. چند سالی دستیار گیبرتی بود. محتملا، فن حجاری مرمر را از نانی دی بانکو آموخت.

نام او نخستین بار در فهرست هنرمندانی که در کلیسای جامع فلورانس کار می کرده اند، آمده است حدود سال 1416. در این مجسمه، هنوز، برخی تاثیرات هنر گوتیک مشهود است.

در همین سالها با برونلسکی دوست شد، و محتملا بعدها همراه او به رم رفت.

در دهه 1410، تحولی اساسی در کار او رخ نمود، که ستایش معاصرانش را بر انگیخت. آنان دناتلو را با پیکر سازان دوران باستان مقایسه می کردند. ولی انقلاب دناتلو در مجسمه سازی نتیجه ی تقلید او از مجسمه های عتیق نبود. در واقع، او برداشتهایش از اصول کلاسیکی را با فرهنگ مسیحیت وفق داد. از این رو، او همان راهی را در هنر انتخاب کرد که انسانگرایان متقدم فلورانسی در عرصه ی فلسفه پیش گرفته بودند.

دوناتلو در مجسمه های مرقس قدیس (1412-1411) و یوحنا قدیس (1413-1415)، نخستین گام را در جهت نمایش حرکت در پیکر آدمی برداشت. سپس، با مجسمه هایی چون گئورگیوس قدیس (1415-1420) و پیکر پیامبر (حدود 1425)، به کمال سبک اولیه خود دست یافت. این مجسمه های قدیسان و پیامبران به لحاظ صلابت و وفاداری به ساختمان پیکر آدمی، تندیسهای سناتورهای روم باستان را به یاد می آورند، ولی سرزندگی و تمایز شخصیتی مجسم شده در آنها حاکی از مشاهده دقیق واقعیت است.

کلاسیک ترین اثر دناتلو ( دوناتلو ) یعنی داود مفرغی، به سالهای پس از دیدارش از رم مربوط می شود (1443-1453)، علیه اصول کلاسیکی واکنش نشان داد، و بر جنبه ی نمایشی و مهیج تاکید کرد ( البته باید پیکر سوار بر اسب اراسمو دانارنی، با عنوان گاتاملانا را استثنایی در این میان دانست. ).

دوناتلو

دوناتلو

دوناتلو

David (Donatello)
پیکرۀ مفرغی متناسب و سرشار از جوانیِ داود

 

پس از بازگشت به فلورانس، امکانات بیانی کژنمایی را به منظور تاکید بیشتر بر جنبه ی عاطفی پیکرها آزمود. تندیس مریم مجدلیه (1454-1455)، نمایانگر گرایش تازه ی او در جهت عدول از زیبایی آرمانی بود. دناتلو در نخستین نقش برجسته اش، به نام گئورگیوس قدیس در جال کشتن اژدها (1415-1420)، مسئله ی فضای معین و قابل اندازه گیری برای پیکرها را حل کرد. در نقش برجسته هایی که بعدا در پادوآ ساخت و در آنها به موضوع معجزه هی آنتونیوس قدیس پرداخت، بیش از هر یک از هنرمندان معاصرش از نظام پرسپکتیو بهره گرفت.

تاثیر دوناتلو (دناتلو) را بر آثار هنرمندان فلورانسی ( به خصوص مازاتچو و کاستانیا، تا حدی بفی چلی، و بیش از همه میکلانژ) می توان به روشنی بازشناخت. هنرمندان پادوآیی متاثر از مانتنیا، و حتی هنرمندان ونیزی، از گنجینه دستاوردهای فنی و معنوی او بهره گرفتند.

علاوه بر این، بسیاری از هنرمندان بعدی جنبه هایی از کارش را مورد استفاده قرار دادند. تجسم پسر بچگان بالدار در دوره روکوکو، احیای ارزشهای پیکره سازی دناتلو ( دوناتلو) توسط ردن، و نحوه ی بازنمایی کشش عاطفی در مجسمه سازی نوین، موید این نظر است. از جمله دیگر آثارش: مجسمه ی یهودیت، نقش برجسته ی ضیافت هردس ( حدود 1425)، نقش برجسته ی آنتونیوس قدیس و قاطر (1447).

دوناتلو

تهیه کننده : مرجان نجفی
منبع: دایرة المعارف هنر رویین پاکباز
تصاویر بر گرفته از: en.wikipedia

مطالب زیر را حتما بخوانید